محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6778
تاريخ الطبرى ( فارسي )
سخن از حادثاتى كه به سال دويست و نود و نهم بود از جمله آن بود كه رستم پسر بردوا كه از جانب بنى ( بن [ 1 ] نفيس ولايتدار مرزها بود از ناحيهء طرسوس به غزاى تابستانى رفت ، دميانه نيز با وى بود . قلعهء مليح ارمنى را به محاصره گرفت ، سپس از مقابل آن برفت و حومهء ذى الكلاع را بسوخت . و هم در اين سال ، فرستادهء احمد بن اسماعيل بيامد با نامه اى از وى براى سلطان كه خبر مىداد كه سيستان را گشوده و ياران وى وارد آن شدهاند و كسانى از ياران صفار را كه آنجا بودهاند برون راندهاند و معدل پسر على بن ليث با همه يارانش كه با وى بودهاند به امانخواهى بنزد وى رفتهاند . در آن وقت معدل مقيم زرنگ بوده و بنزد احمد بن اسماعيل رفته كه مقيم بست و رخج بوده و پسر اسماعيل ، او و عيالش و همراهانش را سوى هرات فرستاده . فاصلهء سيستان تا بست و رخج شصت فرسخ است . خريطه در اين باب به روز دوشنبه ده روز رفته از صفر به سلطان رسيد . در اين سال عطير ، يار زكرويه به امانخواهى به بغداد رسيد . ابو الاغر كه او نيز يكى از سرداران زكرويه بوده بود با وى بود . در ذىحجهء اين سال ، چهار روز رفته از آن ماه ، على بن محمد بن فرات مورد خشم شد و بداشته شد . به خانه هاى وى و خانه هاى كسانش كس گماشتند و هر چه از آن وى و از آنها يافت شد گرفته شد . خانه هاى وى و خانه هاى برادرزادگانش و كسانشان غارت شد و محمد بن عبيد الله خاقانى به وزارت گرفته شد . در اين سال فضل بن عبد الملك سالار حج شد . ( 146 آنگاه سال سيصدم درآمد .
--> [ 1 ] در چاپ اروپا و چاپ قاهره « بنى نفيس » آمده ولى باحتمال نزديك به يقين ، « بنى بن نفيس » درست است ( م ) .